زنان

بدن ابزار پذیرش چیرگی و قدرت
انقلاب جهانی زنان

علی شمایلی

به احتمال زیاد پیش از آن که انسان ها زبان و سخن را بیافرینند، مهمترین ابزار انتقال پیام و معنا، بدن آنان بود. امروز هم بدن با خود نشانه هایی حمل می کند تا پیام ها و معانی گوناگونی به دیگران برساند؛ گویی بدن هر کس یک رسانه جمعی یا عمومی است. امروز مهمترین احساسات مانند دوست داشتن یا اندوه را با بدن مان نشان می دهیم؛ بوسیدن، در آغوش کشیدن، گریستن و جامع سیاه بر تن کردن. امروز بالاترین نشان پیروی و چاکری را با بدن مان نشان می دهیم؛ دست بر سینه گذاشتن، کرنش کردن، بر خاک افتادن. هنوز هم مهمترین نشانه جنسیت خویش را با بدن مان حمل می کنیم، نوع آرایش موی سر و چهره و تن پوش ما. نه تنها تعهد و وفاداری به دیگری را با حلقه ازدواج یا نامزدی در انگشت نشان می دهیم، بلکه تعلق و تعهد به یک آیین، یا مرام و مسلک هم توسط نوع جامه، گونه آرایش و پوشش بدن ها نشان داده می شود. هیچ قدرتی نمی تواند ادعا کند که توانسته است بر درون مغز و دل کسی رخنه کرده و با چیرگی، آن را به گونه ای که می خواهد راهبری نماید. سرزمین اندیشه و احساس، هرگز ازآن کسی نخواهد بود ولی می توان و همه قدرتها چنین می کنند با چیرگی بر بدن کسی این امید را داشت که اندیشه و احساس او را هم به چیرگی درآورد. در فرهنگ مردسالار اینگونه انگاشته می شود که مردان با چیرگی و نظارت بر بدن زن، می توانند از ورود بیگانگان بر اندیشه و دل آنان جلوگیری کند؛ حتی دست یابی بر بدن زن یا مردی در بستر آمیزش مهمترین نشانه ی عشق و تعهد و ازدواج زن و مرد به یکدیگر است. بدن انسان مهمترین کارگزار و برجسته ترین آشکار کننده قدرت و توان یک فرهنگ، دین و آیین است. وقتی دیگران با بدن خود نشانه های یک فرهنگ یا دین یا آیینی را در میان مردم حمل می کنند، بیانگر اهمیت، توان و برتری آن فرهنگ و دین و آیین است. برای نمونه امروزه ما با پوشیدن جامه و تن پوشش فرهنگ غربی، برتری فرهنگ غرب اقلا در پوشش را عیان کرده ایم. بدن زنان در جمهوری اسلامی همین نقش مهم را ایفا می کند. بدن آنان در عرصه های عمومی با پرهیز از پوشش به اصطلاح اسلامی، به تمامی همه ادعاها و برنامه های ایدئولوژیک جمهور اسلامی را آشکارا به چالش می کشند. این چالش هنگامی که جمهوری اسلامی پیاپی از برتری مسلکی و ایدئولوژیک خود سخن می گوید و حتی گاهی ادعای جهانی بودن این آیین را دارد اصلا پذیرفتنی نیست، چون شکست کامل آن را بیان می کند. در مقابل وقتی زنان در جهان امروز با پذیرش و استفاده از پوشش های رسمی مورد تبلیغ جمهوری اسلامی در انظار عمومی حاضر می شوند، مانند پرچمی برافراشته نشان از توانایی و پیروزی آیین و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی می دهند. جمهوری اسلامی برای آنکه به همگان برتری ایدئولوژی و آیین خود را نشان دهد، نسبت به بدن زنان حساست بیمارگونه ای پیدا کرده است، بنابراین بسیار بر روی پوشش ای بدن پافشاری می کند، تا شکست و عدم مشروعیت آیین خود را پنهان نماید. اگر فلسفه، روانکاوی و روان شناسی، چیرگی و سیطره مردان بر زنان را آرزویی دست نیافتنی میدانند و بخش بسیار مهمی از فرهنگ، بیانگر کوشش و شکست تاریخی مردان برای به چنگ آوردن دل و احساس زنان است، قدرت در سپهر سیاست و ساختار دولت دنباله ی رسوای این کوشش نافرجام مردان برای پیروزی و مالکیت بر دل و احساس زنان است. انقلاب آینده ایران انقلاب زنان نیست، انقلاب و تحول جهان انقلابی زنانه خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا