سیاست

بازار زار سیاست در ایران

اکبر کرمی

درک سیاست همانند بیزینس و کاسبی هنوز برای ما ایرانی‌ها چندان آسان نیست؛ زیرا سیاست در ایران به یک کلاه‌برداری بزرگ تبدیل شده است. سیاست‌مدارها دانسته یا نادانسته در پی قدرت هستند و قدرت هم همانند هر کالای دیگری به آسانی به وجه رایج قابل تبدیل است. اما این واقعیت و فربود در فرهنگی که سیاست در آن آلوده به دین، دین‌خویی، معنویت و اخلاق است، نمی‌تو‌اند صادقانه و با راستی خود را بنماید! باید چرخش‌ها ی زبانی، معنایی، معنوی و حتا تاریخی بسیاری بوجود بیاید تا این واقعیت را به گونه‌ای که معقول و‌ مقبول است غیرواقعی و نافربود کند.

در فانتزی و جهان آرمانی ایرانی، قدرت نکوهید است و قدرت‌خواهی و قدرت‌جویی هم! برآمد آن عجیب نیست اگر کلاه‌برداران سیاسی با شعار “ما تشنه ی قدرت نیستیم، بلکه شیفته ی خدمت هستیم” پیش می‌آیند و کلاه مردم را به آسانی و با آسوده‌گی بر می‌دارند!

اما این آرمان یک توهم و یک دروغ بزرگ است! و از یک شناخت‌شناسی خام و ‌انسان‌شناسی ناتمام‌ رنج می‌برد. شناختی زار و‌ پریشان که در پهنه ی سیاست به یک بدخیمی کامل دگردیسیده است؛ یعنی این ‌توهم چنان در پهنه ی سیاست جاافتاده است که جایی برای سیاست‌گذاری و سیاست‌ورزی مدرن نگذاشته است.

هرکس در پهنه ی سیاست ادعا می‌کند برای خدمت آمده است، یک نادان بزرگ یا یک دروغ‌گو ی بزرگ است. در پهنه ی سیاست هیچ چیز غیر از قدرت توزیع نمی‌شود. (همانند بازار که هیچ‌کس در آن برای باختن و سوختن، و سودیدن ‌به دیگران وارد نمی‌شود.)

همه رقابت‌ها و تنازع‌ها سرانجام به پهنه ی سیاست و توزیع قدرت می‌رسد. یعنی پهنهذی سیاست بازار بازارها است. عالی‌ترین و مدنی‌ترین شکل کنش اجتماعی مبادله و معامله و تجارت است. و سیاست عالی‌ترین (و حتا آلی‌ترین) شکل مبادله است. در این بازار است که کنش دمکراتیک اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا کنش دمکراتیک در جان خود این هسته ی سخت را با خود دارد. دمکراسی بازار مبادله ی آزاد قدرت است. شهروندان با سرمایه‌گذاری در یک نهاد و یک حزب و یا یک فرد، به توزیع قدرت و سهمی عادلانه‌تر و برابرتر از کیک قدرت چشم دوخته‌اند.

در این‌جا هم باز ما با تنازع قدرت روبه‌رو هستیم! اما دمکراسی با برابر و آزاد کردن همه‌گان به تولید و توزیع قدرت خطر می‌کند. دمکراسی تنها توزیع همه‌گانی قدرت و درنتیجه آزادی، ثروت، و شان نیست؛ تولید آن‌ها هم هست. چنین درکی از دمکراسی و قدرت اهمیت بسیار دارد و خود را همانند همه ی ساحت‌ها ی مدرن از ساحت‌ها ی پیشامدرن تفکیک می‌کند.

در جهان‌ها پیشامدرن و پیشادمکراسی ما با منابع پیشینی و محدود و خام قدرت‌ روبه‌رو هستیم! قدرت در این حالت همانند منابع زیرزمینی است؛ که استخراج می‌شود و به اسکناس رایج تبدیل می‌گردد. سیاست در این جهان‌ها از جنس عصبیت قومی است. جدالی است که حاکم بر منابع پیشینی را و غارت آن‌ها را برجسته می‌کند. ما در این ساحت‌ها با تولید قدرت روبه‌رو نیستیم! برآمد آن توزیع هم امکان‌پذیر نیست. چه منابع محدود را نمی‌توان‌ توزیع نامحدود کرد.

در جهان‌ها ی مدرن است؛ که احزاب و گروها ی جدید و اشکال تازه ی قدرت تولید و آفریده می‌شوند. هرگاه تولید قدرت رقم بخورد امکان توزیع آن هم فراهم خواهد شد.

ام‌روز و در جهان‌ها ی جدید همه ی جریان‌ها، گروه‌ها و احزاب خود را مدرن، روزآمد و مولد می‌شناسند و می‌شناسانند! اما این واقعیت و‌ فربود آن‌ها نیست؛ توهم و نافربودی است که در جان و جهان وامانده و حلبی‌آبادی آن‌ها بالا آمده است. با گذاشتن این جریان‌ها روی ترازوها ی دیجیتالی می‌توان ادعاها ی آن‌ها را ارزیابید؛ و دید آن‌ها چند مرده حلاج هستند!

بیلان مالی خود را پیش بگذارید تا من بگویم شما تا چه اندازه مدرن هستید و به توزیع قدرت تن خواهید داد.
منابع مالی خود را شفاف کنید تا من بگویم شما برای غارت (ثروت) از طریق غارت آزادی، شان و قدرت آمده‌اید یا تولید آن‌ها.
بگوید چه کسانی و چه قدر به شما کمک مالی کرده‌اند؟ تا بگویم چه میزان می‌توان به شما اعتماد کرد.

یکی از دلایل رکود و نابه‌سامانی در پهنه ی سیاسی و فرهنگی ایران احتمالن آن است که در این پهنه‌ها کم‌تر سرمایه‌گذاری موثر و کارآمد شده است و می‌شود. می‌خواهم بگویم این پهنه‌ها زالوها ی پهنه‌ها ی دیگر اند، در حالی که باید سرآمد و کانون پهنه‌ها ی دیگر باشند. (اگر سرمایه‌گذاری هم دیده می‌شود، هم به طور نسبی ناچیز است، هم سنتی و هم خودبسنده نیست؛ و این هر سه ضریب خطا، وابسته‌گی و فساد را در این پهنه‌ها بالا می‌برد.)

سیاست پهنه ی پهنه‌ها و عالی‌ترین پهنه ی هر جامعه‌ای است؛ اگر سیاست در ایران به جایی نرسیده است، چندان عجیب نیست! عجیب آن است که ما با این‌بازارها ی زاری که داریم، انتظار داریم کلان‌بازار سیاست آرام و رام و مولد باشد. هیچ دادوستدی در غیبت یک نهاد دادگستری آزاد و خودبنیاد و خودبسنده سروسامان نخواهد یافت.
اگر برآنید که فرآیند تخریب و غارت را در ایران متوقف کنید باید به سرمایه‌گذاری و تولید در کلان‌بازار سیاست اهتمام نشان دهید. همه چیز با درک و رسمیت بخشیدن به کاسبی سیاسی که مهم‌ترین و انسانی‌ترین نوع دادوستد است، شروع می‌شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا